كه او را موٴسس نخستين فرقهٴ درويشان دانستهاند؛ همچنين محمد بن احمد قزويني جامعالعلوم؛ بديع اسطرلابي سازندهٴ چيرهدست اسطرلاب؛ و طغرايي شاعر و كيمياگر در ايران برآمدند. سهل بن ابان جغرافيدان كه مولدش معلوم نيست؛ و جمال محمد گنجوي ساساني را هم كه از قفقاز برخاست شايد بتوان بدين گروه افزود.
سهم عراق نسبتاً ناچيز بود. فقط توانستهام سه تن از عراقيان را ذكر كنم و يكي از ايشان يعني ابن تلميذ مسيحي بود. دو تن ديگر، يعني حريري و ابن جواليقي نحوي و اديب بودند. در ناحيهٴ غرب عراق تنها به يك نفر برميخوريم، يعني عدنان عين زربي كه از عين زرب، زادگاه ديوسكوريدس، برخاسته است.
بيشك، مركز اصلي فرهنگ اسلامي در آن عصر اسپانيا، يا در واقع مغرب بود ــ اسپانيا و افريقاي شمالي كه با يكديگر اتحاد نزديكي داشتند. فهرست زير از اسامي فضلاي مسلمان اسپانيا كاملاً گوياست: بطليموس و ابن باجهٴ فيلسوف؛ جابربن افلح اخترشناس؛ محمد زُهري جغرافيدان؛ پزشكان خاندان ابنزهر؛ ابن بشكوال مورخ؛ و ابن عربي و ابوبكر طرطوشي فقيه.
ابن تومرت امام بزرگ بربر؛ و دو پزشك اسپانيايي مقيم مصر، يعني ابوالصلت و ابنحسدي را هم ميتوان به اين جمع افزود. اولاً، بايد توجه كرد كه اين فهرست بسياري از نامهاي برجستهٴ اين عصر، را شامل است؛ ابن باجه، ابنزهر؛ ثانياً، اكثر اينان ولو براي مدتي در اشبيليه ميزيستند. مسلماً اشبيليه تنها شهر عمدهٴ اسپانيا نبود، بلكه يكي از روشنفكرترين شهرهاي جهان بهشمار ميرفت.
تفاوت ميان مشرق و مغرب از لحاظ يهوديان بيش از مسلمانان جلوهگر بود. اگر مسلمانان شرقي در اين عصر، كاملاً فروتر از همكيشان مغربيشان بودند، هنوز جلوهٴ چشمگيري داشتند.
برعكس، يهوديان شرقي بهتعداد بسيار كمي كاهش يافته بودند. تنها از دو يهودي شرقي نام بردهام: سلامه بن رحمون مسنن كه در مصر طبابت ميكرد، و يهودا بن هدسي جامعالعلوم قرائي كه در قسطنطنيه ميزيست. سلامه بهعربي و يهودا به عبري مينوشت.
ولي يهوديان غربي تعدادي از فضلاي بزرگ را پروردند. البته تعداد آنان چندان زياد است كه بايد به گروههايي تقسيمشان كرد، و بهترين ترتيب تقسيم آنها بر حسب زبان است. برخي از آنان به عبري نوشتند، برخي به عربي، و برخي ديگر به هر دو زبان. مخصوصاً مقايسهٴ اين گروهها جالب است.
بهتر است نخست، به نويسندگان عبري بپردازيم. طبعاً اين شامل يهوديان فرانسوي، يعني سموئيل و يعقوب بن ماهر، نوههاي رشي، و دو اسپانيايي بزرگ، يعني ابراهيم برحيه و ابراهيم بن عزرا هم ميشود. اينان وظيفهٴ توضيح علوم اسلامي را براي همكيشانشان، كه در آن سوي پيرنه ميزيستند، برعهده گرفتند.